«۵ هزار دلار در ماه.» این عددی است که خیلی از خانوادههای ایرانی موقع فکر کردن به کانادا توی ذهنشان میچرخد. یکی میگوید عالی است، یکی میگوید به زور سر ماه را میرسانی. کدامشان راست میگویند؟ راستش هیچکدام، چون جواب واقعی به شهر، تعداد بچهها و سبک زندگیتان بستگی دارد. پس بیایید بدون گرد کردن اعداد و بدون شعار، با هم حسابش را در بیاوریم.
در این مقاله چه میخوانید
- ۵ هزار دلار ناخالص است یا خالص؟
- هزینه واقعی یک خانواده سهچهار نفره در ماه
- تورنتو گران است، ولی کل کانادا تورنتو نیست
- این درآمد اصلاً از کجا میآید؟
- اگر اول بخواهید بروید و ببینید
- اگر یک بار جواب رد گرفته باشید
- جواب نهایی
۵ هزار دلار ناخالص است یا خالص؟ اول این را روشن کنیم
قبل از هر چیز یک سوءتفاهم رایج را کنار بگذاریم. وقتی میگویند ماهی ۵ هزار دلار، منظور معمولاً حقوق ناخالص است، یعنی همان رقمی که توی قرارداد نوشته میشود. اما آن چیزی که آخر ماه واقعاً به حسابتان مینشیند کمتر است. با احتساب مالیات فدرال و استانی و چند کسر دیگر، از ۵ هزار دلار ناخالص چیزی حدود ۴ تا ۴۲۰۰ دلار دستتان را میگیرد. رقم دقیقش بسته به استان فرق میکند، ولی همین حالا میشود گفت پایهی محاسبات ما همان چهار هزار و خردهای دلار خالص است، نه پنج هزار.
خب، حالا این چهار هزار و اندی کجاها خرج میشود؟
هزینه واقعی یک خانواده سهچهار نفره در ماه
بگذارید یک خانوادهی نمونه را تصور کنیم: پدر و مادر و دو بچه. من اعداد را برای یک زندگی معمولی مینویسم، نه سختگیرانه و نه لاکچری. اگر خواستید ریزتر روی کل بودجهی مهاجرت فکر کنید،
راهنمای هزینههای مهاجرت کانادا اعداد سال اول را کاملتر باز کرده است.
اجاره؛ بزرگترین رقم صورتحساب
سنگینترین خرج هر خانواده اجاره است. یک آپارتمان دوخوابه در تورنتو یا ونکوور میتواند ماهی ۲۸۰۰ تا ۳۵۰۰ دلار آب بخورد. همان آپارتمان در کلگری یا ادمونتون حدود ۱۸۰۰ تا ۲۲۰۰ دلار است، در مونترال حتی ارزانتر، و در شهرهای کوچکتری مثل وینیپگ یا مانکتون گاهی زیر ۱۸۰۰ دلار هم پیدا میشود. یعنی فقط با انتخاب شهر، هزار دلار در ماه تفاوت درمیآید.
خوردوخوراک، رفتوآمد و قبضها
خرید خواروبار برای چهار نفر معمولاً بین ۱۰۰۰ تا ۱۴۰۰ دلار در ماه است؛ اگر ایرانی آشپزی میکنید و کمتر بیرون غذا میخورید، ته این بازه میمانید. رفتوآمد اگر با مترو و اتوبوس باشد نفری حدود ۱۵۰ دلار، و اگر ماشین داشته باشید با بیمه و بنزین راحت ۷۰۰ تا ۸۰۰ دلار میشود. قبض برق و گاز و اینترنت و موبایل هم روی هم چیزی حدود ۳۵۰ دلار.
مهدکودک؛ همان چیزی که خیلیها فراموش میکنند
اینجا یک خبر خوب دارم. تا چند سال پیش مهدکودک در کانادا کابوس بودجهی خانوادهها بود، ماهی ۱۲۰۰ تا ۱۸۰۰ دلار برای هر بچه. اما با برنامهی سراسری مهدکودک ارزان، حالا در بیشتر استانها هزینه به روزی حدود ۱۰ دلار رسیده، یعنی چیزی نزدیک ۲۲۰ دلار در ماه برای هر کودک. همین یک قلم، معادلهی زندگی با یک درآمد را برای خیلی خانوادهها ممکن کرده است.
پس با این حساب، پنج هزار دلار در کدام شهر جواب میدهد؟
تورنتو گران است، ولی کل کانادا تورنتو نیست
بیایید جمع بزنیم. توی تورنتو: اجاره ۳۰۰۰، خوراک ۱۲۰۰، رفتوآمد ۷۰۰، قبضها ۳۵۰ و متفرقه ۵۰۰، میشود حدود ۵۷۵۰ دلار. با درآمد خالص چهار هزار و اندی، این یعنی هر ماه کسری میآورید مگر اینکه هر دو نفر کار کنند. حالا همین سبد را ببرید کلگری یا مونترال: اجاره ۱۸۰۰، خوراک ۱۱۰۰، رفتوآمد ۶۰۰، قبض ۳۵۰ و متفرقه ۴۰۰، میشود حدود ۴۲۵۰ دلار. اینجا با یک درآمد سر ماه را میرسانید و حتی کمی هم پسانداز میماند.
جمعبندی صادقانهاش این است: با ۵ هزار دلار ماهانه، در شهرهای متوسط و کوچک کانادا یک خانوادهی چهارنفره زندگی آبرومندی دارد؛ در تورنتو و ونکوور اما زندگی تنگ میشود و معمولاً به درآمد دوم نیاز دارید. عدد بد نیست، فقط باید بدانید کجا خرجش کنید.
تا اینجا از خرج حرف زدیم. اما این درآمد اصلاً از کجا قرار است بیاید؟
این درآمد از کجا میآید؟ نقطهای که ویزای کاری کانادا وارد میشود
اینجا بحث از یک عدد ساده به یک تصمیم واقعی تبدیل میشود. برای اینکه آن ماهی پنج هزار دلار وجود خارجی داشته باشد، باید اجازهی کار قانونی در کانادا را داشته باشید. مسیر اصلی برای بیشتر خانوادهها،
ویزای کاری کانادا است؛ همان مجوزی که به شما و در بسیاری موارد به همسرتان اجازهی کار میدهد و راه را برای اقامت دائم باز میکند.
نقطهی کلیدی معمولاً یک پیشنهاد شغلی معتبر است. کارفرمای کانادایی برای بعضی موقعیتها باید مجوزی به نام LMIA بگیرد تا ثابت کند نیرو را از داخل پیدا نکرده؛ توضیح کامل این فرایند در
راهنمای جاب آفر و LMIA آمده و اگر میخواهید قدمبهقدم بدانید ویزای کار چطور صادر میشود،
راهنمای کامل ویزای کاری کانادا را بخوانید. مهم این است که بدانید درآمدی که با آن این هزینهها را حساب کردیم، از دل یک ویزای درست و اصولی بیرون میآید، نه یک شانس.
و اگر بخواهید قبل از این تصمیم بزرگ، خودتان از نزدیک کانادا را ببینید؟
اول یک سفر، بعد تصمیم بزرگ: ویزای توریستی کانادا
خیلی از خانوادهها دوست دارند اول بروند، شهرها را از نزدیک ببینند، قیمت اجاره و مدرسهی بچهها را حضوری بسنجند و بعد تصمیم بگیرند. برای همین
ویزای توریستی کانادا گزینهی منطقیای است؛ یک سفر شناسایی که کمک میکند همهی این اعداد را برای خودتان لمس کنید. نکته این است که پروندهی توریستی باید تمکن مالی و دلیل بازگشت شما را روشن نشان بدهد؛ در
راهنمای ویزای توریستی کانادا دقیقاً گفتهایم چه مدارکی پرونده را قوی میکند.
اما اگر یک بار در گذشته جواب رد گرفته باشید چه؟
یک ریجکتی، آخر راه نیست: رفع ریجکتی ویزا
این سوالی است که خیلیها با نگرانی میپرسند. جواب کوتاه: یک ریجکتی پایان راه نیست، ولی نباید همان پرونده را عیناً دوباره بفرستید. کار درست، فهمیدن دلیل واقعی رد است. بیشتر ریجکتیها ریشه در تمکن مالی ضعیف، نامهی کاری بیجزئیات یا نداشتن دلیل قانعکننده برای بازگشت دارند؛ فهرست کامل این دلایل را در
مقالهی دلایل ریجکتی ویزا آوردهایم. بعد از شناخت علت، نوبت اصلاح ساختاری پرونده و ارائهی مدارک تکمیلی است؛ همان کاری که در خدمت
رفع ریجکتی ویزا روی پروندهی شما انجام میدهیم تا دفعهی بعد با یک پروندهی متفاوت و قویتر اقدام کنید.
پس جواب نهایی چیست؟
بله، با درآمد ماهانه ۵ هزار دلار میشود در کانادا زندگی کرد؛ به شرطی که شهر درست را انتخاب کنید، خرجها را واقعبینانه ببینید و از همان اول با یک ویزای اصولی وارد شوید. عدد بهتنهایی نه خوب است نه بد؛ مهم نقشهای است که برای آن میکشید.
اگر میخواهید بدانید کدام مسیر برای شرایط خانوادهی شما، شهر مقصدتان و شغلتان بیشترین شانس را دارد، همین حالا با کارشناسان سرزمیننو تماس بگیرید. برای بررسی مسیر کاری و شروع پرونده، صفحهی
ویزای کاری کانادا نقطهی درست شروع است؛ یک مشاورهی دقیق میتواند جلوی ماهها اتلاف وقت و هزینه را بگیرد.
منابع رسمی