سرزمین نو

هزینه ماشین در کانادا چقدر است؟ بررسی بیمه، بنزین، تعمیرات و هزینه‌های پنهان خودرو

هزینه ماشین در کانادا چقدر است؟ بررسی بیمه، بنزین، تعمیرات و هزینه‌های پنهان خودرو

خیلی‌ها تصور می‌کنند سخت‌ترین بخش ماجرا همان رسیدن به کاناداست. بعد تازه می‌فهمند داستان پول از همان‌جا شروع می‌شود، مخصوصاً وقتی پای ماشین وسط باشد. قیمتی که روی برچسب خودرو می‌بینی فقط نوک کوه یخ است. زیرش یک عالمه خرج ریز و درشت پنهان شده که کسی از قبل به آدم نمی‌گوید. اگر داری برای مهاجرت برنامه می‌ریزی و می‌خواهی بدانی نگه داشتن یک ماشین در کانادا واقعاً ماهی چقدر آب می‌خورد، این نوشته دقیقاً برای توست. بی‌تعارف و با عدد.

در این مقاله چه می‌خوانی؟

هزینه واقعی ماشین در کانادا؛ فقط قیمت خرید نیست

وقتی می‌گویند فلان ماشین مثلاً بیست‌وپنج هزار دلار است، در واقع دارند فقط بلیت ورود را قیمت‌گذاری می‌کنند. هزینه‌ی اصلی جای دیگری است: چیزی که در کانادا به آن «هزینه‌ی کل مالکیت» می‌گویند. یعنی همه‌ی پول‌هایی که تا وقتی این ماشین دست توست، ماه‌به‌ماه از جیبت بیرون می‌رود.

انجمن اتومبیل کانادا (CAA) سال‌هاست این عدد را حساب می‌کند و رقمش برای اغلب خانواده‌ها جایی بین هشت تا سیزده هزار دلار در سال می‌افتد؛ بسته به اینکه ماشین چقدر بزرگ است و در کدام استان زندگی می‌کنی. ساده‌اش کن: یک خودروی دست‌دوم و کم‌مصرف چیزی حدود ششصد تا نهصد دلار در ماه رویت خرج می‌گذارد. یک شاسی‌بلند نو راحت از هزار دلار در ماه رد می‌شود. این عدد بیمه، بنزین، سرویس و استهلاک را با هم دارد.

خب، بزرگ‌ترین تکه‌ی این خرج کجاست؟ جواب یک کلمه است: بیمه.

بیمه؛ سنگین‌ترین هزینه‌ای که تازه‌واردها دست‌کم می‌گیرند

اینجا همان‌جایی است که تازه‌واردها بیشترین شوک را می‌خورند. بیمه‌ی خودرو در کانادا از استانی به استان دیگر زمین تا آسمان فرق می‌کند. انتاریو و بریتیش‌کلمبیا از گران‌ترین‌ها هستند و کبک نسبتاً ارزان. یک راننده‌ی جاافتاده با سابقه‌ی تمیز شاید سالی هزار و پانصد دلار بدهد. اما تو که تازه رسیده‌ای؟ راحت می‌رسد به دو تا سه هزار دلار در سال، و در حومه‌ی تورنتو گاهی از این هم بالاتر.

چرا بیمه برای مهاجر تازه‌وارد گران‌تر است؟

دلیلش ساده است: شرکت بیمه هیچ سابقه‌ای از رانندگی تو در کانادا ندارد. از نظر او تو یک راننده‌ی صفرکیلومتری. یک ترفند وجود دارد که خیلی‌ها نمی‌دانند؛ اگر از بیمه‌ی خودرو در ایران یک نامه‌ی سابقه‌ی رانندگی و عدم خسارت بگیری و ترجمه‌ی رسمی کنی، بعضی شرکت‌های کانادایی همان را به حساب می‌آورند و حق بیمه‌ات پایین می‌آید. این نامه را قبل از مهاجرت بگیر، چون بعداً گرفتنش از راه دور دردسر دارد.

حالا برویم سراغ چیزی که هر بار سر پمپ بنزین حالت را می‌گیرد.

بنزین و سوخت؛ ماهی چقدر کنار بگذاری؟

قیمت بنزین در کانادا نه ثابت است نه یک‌دست. بسته به استان و نوسان بازار جهانی، هر لیتر جایی حدود یک‌ونیم دلار بالا و پایین می‌شود. برای یک آدم معمولی که هر روز مسیر خانه تا محل کار را می‌رود، ماهی صد و پنجاه تا دویست و پنجاه دلار خرج بنزین منطقی است. اگر رفت‌وآمدت طولانی باشد یا بیرون شهر زندگی کنی، این رقم بالاتر می‌رود.

همین‌جا خیلی‌ها به خودروهای برقی یا هیبریدی فکر می‌کنند. هزینه‌ی شارژ خیلی کمتر از بنزین است و بعضی استان‌ها مشوق مالی هم می‌دهند. فقط یادت باشد قیمت خرید این ماشین‌ها بالاتر است، پس باید حساب کنی صرفه‌ی سوخت در چند سال آن اختلاف قیمت را جبران می‌کند.

فرض کن بنزینت را هم مدیریت کردی. ولی ماشین که فقط بنزین نمی‌خورد؛ گاهی از خودت هم می‌خورد.

تعمیر، سرویس و لاستیک زمستانی

ماشین در کانادا مثل هر جای دیگر سرویس دوره‌ای می‌خواهد: تعویض روغن، لنت ترمز، فیلتر و این‌ها. روی هم رفته سالی هزار تا هزار و پانصد دلار برای یک خودروی سالم چیز عجیبی نیست. اما یک قلم هست که تازه‌واردها اصلاً رویش حساب نمی‌کنند: لاستیک زمستانی.

زمستان کانادا شوخی ندارد. در کبک لاستیک زمستانی قانوناً اجباری است و در بقیه‌ی استان‌ها هم نداشتنش یعنی به جان خودت افتادن. یک ست لاستیک زمستانی خوب حدود هشتصد تا هزار و دویست دلار در می‌آید، به‌علاوه‌ی هزینه‌ی نصب و باز و بست هر فصل. این یعنی عملاً باید دو دست لاستیک نگه داری. تجربه‌ی خیلی از مهاجرها این است که اولین زمستان بدون آمادگی می‌رسد و همین یک قلم بودجه‌ی ماهشان را به هم می‌ریزد.

تا اینجا خرج‌های آشکار بود. حالا برویم سراغ آن‌هایی که هیچ‌کس رویشان مانور نمی‌دهد.

هزینه‌های پنهانی که کسی از قبل بهت نمی‌گوید

اینجا جایی است که بودجه‌ها بی‌سروصدا می‌ترکند. چند نمونه‌اش:

تمدید پلاک و ثبت خودرو هر سال یا هر دو سال پول می‌خواهد. گواهی‌نامه هم بی‌هزینه نیست. پارکینگ در مرکز شهرهایی مثل تورنتو و ونکوور یکی از دردناک‌ترین خرج‌هاست؛ یک جای پارک ماهانه گاهی به قیمت اجاره‌ی یک اتاق در شهرستان تمام می‌شود. عوارض بعضی بزرگراه‌ها، مثل مسیرهای عوارضی اطراف تورنتو، هم قلم دیگری است که سر ماه غافلگیرت می‌کند.

اما بزرگ‌ترین هزینه‌ی پنهان چیزی است که اصلاً حسش نمی‌کنی: استهلاک. یک ماشین نو به‌محض اینکه از نمایندگی بیرون می‌آید، بخش قابل‌توجهی از ارزشش را از دست می‌دهد. اگر با وام خریده باشی، سود همان وام هم رویش سوار می‌شود. این دو تا با هم، در سکوت، بیشترین پول را از تو می‌گیرند.

با این حساب، سؤال اصلی این است: اصلاً نو بخرم یا دست‌دوم؟

نو بخرم، دست‌دوم بگیرم یا لیزینگ کنم؟

نظر صادقانه؟ برای کسی که تازه رسیده، ماشین دست‌دومِ سالم و کم‌دردسر تقریباً همیشه انتخاب عاقلانه‌تری است. برندهایی مثل تویوتا و هوندا در کانادا به خوش‌دستی و کم‌خرجی معروف‌اند و بازار دست‌دومشان هم پر است. یک ماشین چهار پنج ساله‌ی این‌ها با نقد یا وام کوتاه، بار مالی خیلی کمتری روی دوشت می‌گذارد.

لیزینگ در نگاه اول وسوسه‌انگیز است چون قسط ماهانه‌اش کم به نظر می‌رسد. اما یک مانع بزرگ دارد: برای لیزینگِ خوب به سابقه‌ی اعتباری کانادایی نیاز داری، چیزی که تو در ماه‌های اول اصلاً نداری. پس واقع‌بین باش. اول چند ماه اعتبارت را بساز، بعد سراغ گزینه‌های پیچیده‌تر برو.

ولی شاید بپرسی: اصلاً لازم است این‌همه پول خرج ماشین کنم؟

آیا بدون ماشین می‌شود در کانادا زندگی کرد؟

بستگی دارد کجا فرود بیایی. اگر توی قلب تورنتو، مونترال یا ونکوور زندگی کنی، جواب یک بله‌ی محکم است. حمل‌ونقل عمومی این شهرها آن‌قدر خوب هست که خیلی‌ها اصلاً ماشین نمی‌خرند و پول بیمه و پارکینگ را پس‌انداز می‌کنند.

اما داستان برای خانواده‌ها فرق دارد. اگر بخواهی بیرون از مرکز شهر، جایی که اجاره ارزان‌تر است، خانه بگیری، عملاً بدون ماشین لنگ می‌مانی. رساندن بچه به مدرسه، خرید هفتگی، رسیدن به محل کاری که با اتوبوس دو ساعت راه است، بدون خودرو کابوس می‌شود. در شهرهای کوچک‌تر هم ماشین تقریباً یک ضرورت است، نه یک انتخاب. پس قبل از تصمیم، اول ببین قرار است کجا و چطور زندگی کنی.

این حساب‌وکتاب چه ربطی به ویزای تو دارد؟

ممکن است بپرسی این‌همه حرف درباره‌ی ماشین چه ربطی به پرونده‌ی مهاجرتم دارد. ربطش مستقیم است. وقتی برای ویزای کاری کانادا اقدام می‌کنی، باید نشان بدهی توان مالی مستقر شدن را داری؛ و خرج ماشین بخش واقعی همان بودجه‌ی استقرار است. آدمی که از قبل می‌داند ماهی چقدر باید کنار بگذارد، هم برنامه‌ی مالی‌اش واقع‌بینانه‌تر است هم موقع مصاحبه و ارائه‌ی مدارک، محکم‌تر ظاهر می‌شود.

خیلی‌ها هم اول با یک سفر شناسایی می‌روند تا از نزدیک قیمت‌ها و شهرها را ببینند؛ برای همین ویزای توریستی کانادا می‌تواند قدم اول هوشمندانه‌ای باشد. و اگر پیش‌تر یک‌بار جواب رد گرفته‌ای، لازم نیست ناامید شوی؛ با یک پرونده‌ی درست و مستند، رفع ریجکتی ویزا کاملاً شدنی است و خیلی از همین پرونده‌ها بار دوم تأیید می‌شوند. برای عدد و رقم دقیق‌تر درباره‌ی کل بودجه‌ی مهاجرت هم می‌توانی راهنمای هزینه‌های مهاجرت به کانادا و راهنمای کامل ویزای کاری کانادا را بخوانی.

قدم بعدی‌ات را با ما بردار

هزینه‌ی ماشین فقط یک تکه از پازل مهاجرت است، اما همین یک تکه نشان می‌دهد چقدر مهم است که با عدد واقعی جلو بروی، نه با حدس. تیم سرزمین نو کنارت است تا هم مسیر ویزای کاری کانادا را درست بچینی و هم بودجه‌ی زندگی‌ات را واقع‌بینانه ببندی. همین حالا یک مشاوره بگیر و بگذار پرونده‌ات را از اول، اصولی شروع کنیم.

منابع رسمی

مطالب مرتبط

هزینه خوراک یک خانواده ایرانی در کانادا چقدر است؟ بررسی قیمت مواد غذایی و هزینه ماهانه زندگی
ویزای کانادا

هزینه خوراک یک خانواده ایرانی در کانادا چقدر است؟ بررسی قیمت مواد غذایی و هزینه ماهانه زندگی

هزینه خوراک ماهانه یک خانواده ایرانی در کانادا چقدر است؟ قیمت گوشت، برنج، لبنیات و میوه، مقایسه سوپرمارکت‌ها و شهرها و نقش ویزای کاری کانادا در تأمین آن.

ادامه مطلب

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید.

ثبت دیدگاه جدید