سرزمین نو

خرید بیزنس در کانادا؛ پرونده‌ای که تیم سرزمین نو در کمتر از ۴ ماه به نتیجه رساند

خرید بیزنس در کانادا؛ پرونده‌ای که تیم سرزمین نو در کمتر از ۴ ماه به نتیجه رساند

بررسی یکی از پرونده‌های واقعی مهاجرت تجاری سرزمین نو؛ متقاضی یک کسب‌وکار فعال کانادایی را خریداری کرد و تیم سرزمین نو مسیر او را از ارزیابی بیزنس تا انتقال مالکیت و پرونده Work Permit مدیریت کرد

آیا با خرید بیزنس در کانادا می‌توان برای مهاجرت کاری و تجاری اقدام کرد؟

در برخی پرونده‌ها بله؛ اما خرید یک شرکت یا کسب‌وکار به‌تنهایی به معنی دریافت ویزا، Work Permit یا اقامت دائم نیست. متقاضی باید علاوه بر سرمایه‌گذاری واقعی، شرایط یک مسیر قانونی مهاجرتی را داشته باشد و نشان دهد در مدیریت و توسعه کسب‌وکار نقش فعال خواهد داشت.

پرونده این متقاضی در ۱۲ مهر ۱۳۹۹ به تیم سرزمین نو سپرده شد. هدف او روشن بود: نمی‌خواست یک Start-up را از صفر بسازد و نمی‌خواست Franchise Fee و Royalty پرداخت کند؛ می‌خواست یک کسب‌وکار مستقل، فعال و دارای سابقه فروش در کانادا خریداری کند. پرونده پس از طی مراحل تجاری و مهاجرتی در ۸ بهمن ۱۳۹۹ به نتیجه مثبت رسید. این مقاله نمونه‌ای از خدمات خرید بیزنس در کانادا در سرزمین نو است.

مشخصات پرونده در یک نگاه

مشخصاتاطلاعات پرونده
نوع پروندهخرید بیزنس در کانادا
مجریتیم سرزمین نو
نوع کسب‌وکاربیزنس مستقل و فعال
مدل سرمایه‌گذاریخرید کسب‌وکار موجود
وضعیت بیزنسدارای عملیات و سابقه فروش
نقش متقاضیمالک و مدیر فعال
مدل پروندهمهاجرت تجاری / Work Permit
شروع پرونده۱۲ مهر ۱۳۹۹
بررسی مالی و مدیریتیمهر ۱۳۹۹
جست‌وجو و غربال بیزنس‌هامهر و آبان ۱۳۹۹
Due Diligenceآبان ۱۳۹۹
مذاکرات خریدآبان و آذر ۱۳۹۹
نهایی‌سازی معاملهآذر ۱۳۹۹
آماده‌سازی پرونده مهاجرتیآذر و دی ۱۳۹۹
نتیجه پرونده۸ بهمن ۱۳۹۹

خرید بیزنس در کانادا برای مهاجرت چگونه است؟

در این مدل، متقاضی یک کسب‌وکار واقعی و فعال کانادایی را خریداری می‌کند و به‌عنوان مالک و مدیر در اداره آن نقش فعال دارد. خرید بیزنس به‌تنهایی ویزا ایجاد نمی‌کند و باید یک مبنای قانونی برای Work Permit نیز وجود داشته باشد. سابقه مدیریتی، واقعی‌بودن بیزنس و منفعت اقتصادی فعالیت متقاضی از عوامل مهم پرونده هستند.

داستان این پرونده از کجا شروع شد؟

متقاضی زمانی که به سرزمین نو مراجعه کرد، بین راه‌اندازی کسب‌وکار جدید، خرید Franchise و خرید یک بیزنس موجود مردد بود. بعد از ارزیابی سرمایه، تجربه مدیریتی و هدف او، گزینه سوم منطقی‌تر تشخیص داده شد: Acquisition of an Existing Business؛ یعنی خرید کسب‌وکاری که از قبل فعالیت، مشتری، درآمد، تجهیزات و کارکنان دارد و سابقه مالی آن قابل بررسی است.

چرا خرید بیزنس موجود انتخاب شد؟

یکی از مهم‌ترین مزیت‌های Existing Business این بود که مجبور نبودیم تمام فرضیات Business Plan را از صفر بسازیم؛ می‌توانستیم عملکرد واقعی کسب‌وکار را ببینیم. یعنی به‌جای سؤال «آیا این ایده احتمالاً فروش خواهد داشت؟» می‌توانستیم بپرسیم «این کسب‌وکار طی دو یا سه سال گذشته واقعاً چقدر فروخته است؟» این تفاوت بسیار مهمی بود.

مرحله اول؛ ارزیابی متقاضی توسط سرزمین نو

در ۱۲ مهر ۱۳۹۹ پرونده وارد مرحله ارزیابی شد. تیم سرزمین نو قبل از بررسی بیزنس‌ها، خودِ متقاضی را ارزیابی کرد: سرمایه قابل انتقال، منشأ سرمایه، سابقه مدیریت، سابقه مالکیت کسب‌وکار، تجربه صنعت، سطح زبان، شرایط خانوادگی، هدف مهاجرتی و توان مدیریت کسب‌وکار در کانادا. چون حتی یک بیزنس بسیار خوب ممکن است برای فرد نامناسبی انتخاب بدی باشد.

چرا سابقه مدیریتی اهمیت داشت؟

هدف این پرونده خرید Passive Investment نبود؛ یعنی قرار نبود متقاضی فقط پول بدهد و فرد دیگری همه کارها را انجام دهد. قرار بود خودش در مدیریت عملیات، کارکنان، بودجه، فروش، تامین‌کنندگان، مشتریان و توسعه کسب‌وکار نقش فعال داشته باشد. بنابراین باید می‌توانست نشان دهد توانایی اداره واقعی این بیزنس را دارد.

مرحله دوم؛ تعیین بودجه واقعی خرید

یکی از اشتباهات رایج این است که فرد می‌گوید «مثلاً ۳۰۰ هزار دلار دارم، پس بیزنس ۳۰۰ هزار دلاری می‌خرم»؛ اما این نگاه می‌تواند خطرناک باشد، چون سرمایه فقط Purchase Price نیست. هزینه‌های دیگری هم وجود دارند:

  • Legal Fee؛
  • Accounting؛
  • انتقال مالکیت؛
  • موجودی کالا؛
  • Working Capital؛
  • Deposit و اجاره؛
  • هزینه زندگی و بیمه؛
  • و ذخیره اضطراری.

بنابراین تیم سرزمین نو سقف خرید را طوری تعیین کرد که بعد از Closing هم پول کافی برای ادامه عملیات باقی بماند.

مرحله سوم؛ پیدا کردن بیزنس مناسب

بعد از مشخص‌شدن بودجه و صنعت هدف، چند فرصت واقعی بررسی شدند. هدف خرید ارزان‌ترین بیزنس نبود؛ باید مشخص می‌شد فروش واقعی چقدر است، سود چقدر است، مالک چرا می‌فروشد، اجاره محل تا چه زمانی اعتبار دارد، چند کارمند وجود دارد، چه دارایی‌هایی داخل معامله است، آیا بدهی پنهان وجود دارد، مشتریان چقدر وابسته به مالک فعلی هستند و آیا بعد از خروج فروشنده بیزنس همچنان قابل ادامه است.

قبل از خرید بیزنس در کانادا چه چیزهایی باید بررسی شود؟

قبل از خرید بیزنس در کانادا باید صورت‌های مالی، مالیات، گردش حساب، بدهی‌ها، قرارداد اجاره، کارکنان، دارایی‌ها، موجودی، مشتریان، مجوزها و علت فروش بررسی شوند. همچنین باید مشخص شود کسب‌وکار بدون حضور مالک قبلی نیز قابلیت ادامه فعالیت دارد یا خیر.

مرحله چهارم؛ Due Diligence

این یکی از مهم‌ترین مراحل پرونده بود. فروشنده اعداد مختلفی درباره عملکرد کسب‌وکار ارائه کرده بود و تیم پرونده نمی‌توانست صرفاً بر اساس Asking Price تصمیم بگیرد؛ باید مدارک بررسی می‌شدند. موارد بررسی‌شده شامل Financial Statements، Tax Returns، Bank Records، Sales Records، Lease Agreement، Payroll، بدهی‌ها، تجهیزات، Inventory، قراردادهای جاری، Licences و تعهدات قانونی کسب‌وکار بود. این مرحله دو هدف داشت: آیا بیزنس ارزش خرید دارد؟ و آیا برای پرونده مهاجرتی قابل دفاع است؟

چرا Due Diligence برای مهاجرت هم مهم است؟

فرض کنید متقاضی یک شرکت را با مبلغ بالایی بخرد، اما بعد مشخص شود فروش واقعی بسیار پایین است، شرکت بدهکار است، کارمند ندارد، فعالیتش تقریباً متوقف شده یا فقط روی کاغذ وجود دارد. چنین خریدی فقط یک سرمایه‌گذاری بد نیست؛ می‌تواند استراتژی مهاجرتی را هم تضعیف کند. در ارزیابی‌های LMIA امروزی نیز دولت کانادا واقعی‌بودن فعالیت کسب‌وکار، نیاز واقعی به موقعیت شغلی، توانایی پرداخت حقوق و رعایت قوانین را بررسی می‌کند.

مرحله پنجم؛ بررسی دلیل فروش مالک قبلی

این سؤال ساده بسیار مهم بود: چرا مالک فعلی بیزنس را می‌فروشد؟ اگر کسب‌وکار واقعاً سودآور است، چرا فروشنده می‌خواهد خارج شود؟ دلایل می‌توانند کاملاً طبیعی باشند: بازنشستگی، مهاجرت، تغییر حوزه فعالیت، مشکلات شخصی یا تمرکز روی کسب‌وکار دیگر. اما اگر جواب روشن نباشد، باید بررسی عمیق‌تری انجام شود.

مرحله ششم؛ ارزش‌گذاری بیزنس

Asking Price فروشنده لزوماً ارزش واقعی بیزنس نیست. بنابراین مواردی مثل Revenue، Profit، Assets، Cash Flow، Inventory، Goodwill و Future Risk بررسی شدند. هدف این بود که متقاضی فقط برای داشتن یک پرونده مهاجرتی، یک بیزنس Overpriced نخرد.

تفاوت خرید بیزنس با خرید فرانچایز چیست؟

در پرونده فرانچایز، متقاضی وارد سیستم یک برند می‌شود؛ اما در این پرونده بیزنس مستقل بود، یعنی متقاضی مالک کسب‌وکار می‌شد و آزادی مدیریتی بیشتری داشت. Franchise برند و سیستم آماده دارد اما معمولاً Royalty و محدودیت‌های قراردادی دارد؛ Independent Business آزادی بیشتری دارد اما مسئولیت برند، بازاریابی، عملیات و تصمیم‌گیری هم بیشتر است. (مقایسهٔ کامل را در صفحهٔ خرید فرانچایز ببینید.)

مرحله هفتم؛ مذاکره برای خرید

بعد از تأیید اولیه بیزنس، مذاکره شروع شد؛ موضوع فقط قیمت نبود و شرایط معامله هم اهمیت داشت: چه دارایی‌هایی منتقل می‌شوند، Inventory داخل قیمت هست یا جداست، بدهی‌های قبلی با چه کسی است، اجاره چگونه منتقل می‌شود، مالک قبلی چقدر برای Transition می‌ماند، Training وجود دارد، مشتریان کلیدی چگونه منتقل می‌شوند و Closing چه زمانی انجام می‌شود.

چرا دوره Transition مهم بود؟

در بسیاری از بیزنس‌های کوچک، مشتری‌ها با مالک قبلی رابطه شخصی دارند. اگر مالک امروز خارج شود و فرد جدید فردا وارد شود، ممکن است بخشی از مشتریان از بین بروند. برای همین بخشی از معامله شامل Transition Period بود و مالک قبلی برای مدتی دانش عملیاتی و ارتباطات را منتقل می‌کرد.

مرحله هشتم؛ طراحی ساختار مالکیت

بعد از توافق روی بیزنس، ساختار خرید باید مشخص می‌شد. این قسمت فقط موضوع حسابداری نبود؛ باید بین Corporate Structure، Ownership، Management Role و Immigration Strategy هماهنگی وجود داشته باشد. هدف این بود که نقش متقاضی روی کاغذ و در عمل یکسان باشد.

مرحله نهم؛ Business Plan

بعد از انتخاب و خرید بیزنس، تیم سرزمین نو Business Plan پرونده را آماده کرد. چون این کسب‌وکار از قبل فعال بود، Business Plan با یک Start-up تفاوت داشت و اطلاعات تاریخی واقعی در دست بود. بنابراین برنامه روی وضعیت فعلی ← مشکلات موجود ← تغییرات مدیریتی ← برنامه رشد ساخته شد. این سند توضیح می‌داد: معرفی کسب‌وکار، سابقه فعالیت، مشتریان، رقبا، عملکرد مالی، ساختار کارکنان، نقش مالک جدید، برنامه بازاریابی، برنامه افزایش فروش، مدیریت هزینه، سرمایه‌گذاری جدید و حفظ یا توسعه اشتغال. هدف این بود که مشخص شود خریدار فقط مالک جدید نیست؛ مدیر جدیدی است که برنامه مشخص دارد.

منفعت اقتصادی پرونده چه بود؟

در مسیرهای کارآفرینی و مالکیت کسب‌وکار، یکی از موضوعات مهم، ارزش فعالیت متقاضی برای اقتصاد کاناداست؛ مثل حفظ اشتغال، توسعه اشتغال، حفظ یک کسب‌وکار فعال، افزایش فروش، آموزش کارکنان یا ایجاد فعالیت اقتصادی. داده‌های رسمی IRCC نشان می‌دهد در سال‌های گذشته نیز Work Permitهایی با کد C11 برای self-employed business owners استفاده شده‌اند.

مرحله دهم؛ آماده‌سازی پرونده مهاجرتی

بعد از تکمیل بخش تجاری، مدارک مهاجرتی با آن هماهنگ شدند. قرار نبود دو داستان متفاوت داشته باشیم؛ یک داستان در Business Plan و یک داستان در Work Permit. باید مشخص می‌شد چرا این بیزنس انتخاب شده، متقاضی چه تجربه‌ای دارد، چرا حضور او ضروری است، چه نقشی خواهد داشت، چه ارزشی ایجاد می‌کند و برنامه فعالیت واقعی چیست.

خرید بیزنس به‌تنهایی Work Permit می‌دهد؟

خیر. این یکی از مهم‌ترین نکات مقاله است. شخص خارجی ممکن است بتواند مالک یک شرکت باشد، اما مالکیت شرکت و اجازه کار دو موضوع جدا هستند. برای اینکه متقاضی خودش در بیزنس کار کند، باید وضعیت مهاجرتی مناسب داشته باشد. حتی در ساختار فعلی Employer-Specific Work Permit نیز کارفرما باید ابتدا مشخص کند آیا LMIA لازم است یا مسیر معافیت وجود دارد.

آیا با خرید بیزنس در کانادا ویزای کار می‌گیریم؟

خرید بیزنس به‌تنهایی Work Permit کانادا ایجاد نمی‌کند. برای کار و مدیریت روزانه کسب‌وکار، متقاضی باید واجد شرایط یک مسیر قانونی مجوز کار باشد. بیزنس باید واقعی باشد و نقش مدیریتی، سابقه متقاضی و منافع اقتصادی فعالیت او نیز قابل اثبات باشند.

زمان‌بندی پرونده سرزمین نو

تاریخمرحله
۱۲ مهر ۱۳۹۹شروع پرونده و ارزیابی متقاضی
نیمه دوم مهر ۱۳۹۹بررسی سرمایه، سابقه و صنعت هدف
مهر تا آبان ۱۳۹۹بررسی فرصت‌های خرید بیزنس
اوایل آبان ۱۳۹۹انتخاب گزینه اصلی
آبان ۱۳۹۹Due Diligence مالی، حقوقی و عملیاتی
اواخر آبان ۱۳۹۹مذاکره قیمت و شرایط خرید
آذر ۱۳۹۹طراحی ساختار انتقال و مالکیت
آذر ۱۳۹۹نهایی‌سازی معامله
آذر تا دی ۱۳۹۹تدوین Business Plan
دی ۱۳۹۹تکمیل پرونده مهاجرتی
۸ بهمن ۱۳۹۹دریافت نتیجه مثبت پرونده

این پرونده چقدر طول کشید؟

از ۱۲ مهر ۱۳۹۹ تا ۸ بهمن ۱۳۹۹ کمتر از چهار ماه زمان صرف شد. در این مدت تیم سرزمین نو فقط یک فرم مهاجرتی ثبت نکرد؛ پرونده شامل ارزیابی ← انتخاب کسب‌وکار ← Due Diligence ← مذاکره ← خرید ← Business Plan ← پرونده مهاجرتی بود. این زمان مربوط به همین کیس است و زمان تضمینی برای پرونده‌های دیگر نیست.

نتیجه پرونده چه شد؟

در ۸ بهمن ۱۳۹۹ پرونده به نتیجه مثبت رسید. متقاضی از مرحله‌ای که فقط می‌گفت «می‌خواهم یک بیزنس در کانادا بخرم» به ساختار مشخصی رسید: کسب‌وکار واقعی + مالکیت مشخص + نقش مدیریتی + برنامه عملیاتی + Business Plan + مسیر قانونی Work Permit. و این دقیقاً همان چیزی بود که تیم سرزمین نو از ابتدا طراحی کرده بود.

آیا بیزنس حتماً باید سودده باشد؟

نه لزوماً به معنی سود بسیار بالا، اما وضعیت اقتصادی بیزنس باید منطقی باشد. گاهی یک بیزنس فروش خوب دارد ولی مدیریت ضعیف، یا مشتری دارد اما هزینه‌هایش بالاست؛ چنین کسب‌وکاری ممکن است با مدیریت بهتر ظرفیت رشد داشته باشد. اما خرید یک بیزنس ورشکسته فقط برای پرونده مهاجرتی استراتژی مناسبی نیست.

یکی از مهم‌ترین نکات؛ جریان نقدی

یکی از مواردی که تیم سرزمین نو روی آن حساس بود، Cash Flow بود. ممکن است روی کاغذ بیزنس سود داشته باشد، اما Cash Flow آن برای پرداخت حقوق، اجاره، تامین کالا، مالیات و هزینه جاری کافی نباشد. بنابراین فقط Profit روی صورت مالی ملاک نبود.

آیا کارمندان قبلی حفظ شدند؟

در این پرونده، یکی از اهداف برنامه تجاری حفظ عملیات و نیروی انسانی موجود بود. این موضوع از نظر تجاری مهم بود، چون کارمندان سیستم و مشتریان را می‌شناختند و انتقال مالکیت را آسان‌تر می‌کردند. از نظر پرونده تجاری نیز ادامه فعالیت واقعی کسب‌وکار ارزش بیشتری نسبت به خرید یک Shell Company داشت.

Shell Company چرا مشکل‌ساز است؟

Shell Company ممکن است ثبت شده باشد، شماره شرکت و حتی حساب بانکی داشته باشد، اما فعالیت اقتصادی واقعی نداشته باشد. در پرونده خرید بیزنس، هدف تیم سرزمین نو خرید فعالیت واقعی بود، نه صرفاً خرید یک Corporation.

آیا خرید شرکت ارزان‌تر بهتر است؟

خیر. قیمت پایین می‌تواند دلایل مختلف داشته باشد: بدهی، فروش پایین، اجاره نامناسب، قرارداد بد، Equipment فرسوده، مشکل مجوز یا از دست‌رفتن مشتری‌ها. برای همین معیار انتخاب، ارزان‌ترین بیزنس نبود؛ معیار، مناسب‌ترین بیزنس برای متقاضی از نظر تجاری و مهاجرتی بود.

آیا خرید بیزنس مستقیماً PR می‌دهد؟

خیر. خرید کسب‌وکار اقامت دائم نیست و Work Permit هم اقامت دائم نیست. بعد از ورود و فعالیت واقعی باید مسیر اقامت دائم جداگانه بررسی شود. برنامه‌های مهاجرت تجاری کانادا در سال‌های بعد نیز تغییرات زیادی کرده‌اند؛ حتی در ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ دولت محدودیت‌های تازه‌ای برای بعضی برنامه‌های کارآفرینی مانند Start-up Visa اعمال کرده است.

آیا قوانین امروز همان قوانین سال ۱۳۹۹ هستند؟

خیر. این Case Study مربوط به سال ۱۳۹۹ / ۲۰۲۰ است و در آن دوره ساختارها و Policyهای مربوط به Business Owner Work Permit با امروز یکسان نبودند. بنابراین این پرونده نشان می‌دهد سرزمین نو آن پرونده را در شرایط قانونی همان زمان چگونه مدیریت کرده است، نه اینکه امروز هر فردی دقیقاً با همان مراحل نتیجه بگیرد. مسیر روز را در صفحهٔ خرید بیزنس در کانادا ببینید.

مزیت تیم سرزمین نو در این پرونده چه بود؟

اگر این پرونده فقط توسط یک Broker بیزنس مدیریت می‌شد، سؤال اصلی احتمالاً این بود: «این شرکت ارزش خرید دارد؟» و اگر فقط توسط یک مشاور مهاجرتی دیده می‌شد، سؤال ممکن بود این باشد: «چطور Work Permit بگیریم؟» اما تیم سرزمین نو باید هر دو سؤال را با هم جواب می‌داد: آیا بیزنس ارزش خرید دارد؟ و آیا ساختار خرید با پرونده مهاجرتی متقاضی هماهنگ است؟ این نقطه اصلی پرونده بود.

سرزمین نو در این کیس چه کارهایی انجام داد؟

۱. ارزیابی متقاضی

سرمایه، سابقه مدیریتی و هدف مهاجرت بررسی شد.

۲. انتخاب مدل خرید بیزنس

Existing Business به‌جای Start-up یا Franchise انتخاب شد.

۳. تعریف بودجه

Purchase Price از Working Capital جدا شد.

۴. بررسی فرصت‌ها

چند بیزنس واقعی مقایسه شدند.

۵. Due Diligence

صورت‌های مالی، مالیات، اجاره، بدهی، کارکنان و دارایی‌ها بررسی شدند.

۶. ارزش‌گذاری

قیمت پیشنهادی فروشنده با واقعیت اقتصادی مقایسه شد.

۷. مذاکره

شرایط خرید و Transition تنظیم شد.

۸. طراحی ساختار مالکیت

نقش متقاضی به‌عنوان مالک و مدیر مشخص شد.

۹. Business Plan

برنامه رشد و مدیریت آماده شد.

۱۰. پرونده مهاجرتی

مدارک تجاری و مهاجرتی با هم تطبیق داده شدند.

۱۱. پیگیری

پرونده تا تصمیم نهایی مدیریت شد.

۱۲. نتیجه مثبت

در ۸ بهمن ۱۳۹۹ پرونده به نتیجه رسید.

پاسخ کوتاه به مهم‌ترین سؤالات

خرید بیزنس در کانادا یعنی چه؟

خرید یک کسب‌وکار فعال، دارایی‌ها یا سهام آن از مالک قبلی.

آیا با خرید بیزنس ویزا می‌گیریم؟

به‌تنهایی خیر.

آیا خرید بیزنس همان Franchise است؟

خیر.

آیا بیزنس باید فعال باشد؟

برای چنین پرونده‌ای، فعالیت واقعی و قابل اثبات اهمیت زیادی دارد.

Due Diligence چیست؟

بررسی مالی، حقوقی و عملیاتی بیزنس قبل از خرید.

آیا متقاضی باید خودش بیزنس را مدیریت کند؟

در این کیس، بله؛ نقش او فعال و مدیریتی بود.

آیا خرید بیزنس مستقیماً PR می‌دهد؟

خیر.

آیا قوانین سال ۱۳۹۹ امروز هم همان است؟

خیر.

سؤالات متداول؛ خرید بیزنس در کانادا

پرونده چه زمانی شروع شد؟

۱۲ مهر ۱۳۹۹.

چه زمانی نتیجه گرفت؟

۸ بهمن ۱۳۹۹.

آیا قبل از خرید، بیزنس بررسی شد؟

بله؛ Due Diligence یکی از اصلی‌ترین مراحل بود.

آیا فقط پول بیزنس بررسی شد؟

خیر؛ سوابق مالی، قراردادها، کارکنان، اجاره، بدهی و عملیات هم بررسی شدند.

آیا خرید یک Corporation بدون فعالیت کافی است؟

خیر؛ این کیس بر خرید یک Operating Business واقعی متمرکز بود.

آیا Franchise Fee داشت؟

خیر؛ این پرونده خرید بیزنس مستقل بود، نه Franchise.

آیا PR تضمین شد؟

خیر. مسیر اقامت دائم باید جداگانه و مطابق قوانین زمان اقدام بررسی شود.

جمع‌بندی؛ تیم سرزمین نو چگونه پرونده خرید بیزنس را به نتیجه رساند؟

پرونده در ۱۲ مهر ۱۳۹۹ شروع شد. متقاضی تصمیم داشت به‌جای Start-up یا Franchise، یک Existing Business واقعی در کانادا خریداری کند. اما تیم سرزمین نو خرید را با پیدا کردن یک آگهی بیزنس شروع نکرد؛ ابتدا سرمایه ← سابقه مدیریتی ← هدف مهاجرت ← صنعت مناسب بررسی شدند. بعد جست‌وجوی بیزنس ← Due Diligence ← ارزش‌گذاری ← مذاکره ← قرارداد ← انتقال مالکیت انجام شد و هم‌زمان Business Plan ← نقش مدیریتی ← منفعت اقتصادی ← ساختار Work Permit طراحی شدند. در نهایت پرونده در ۸ بهمن ۱۳۹۹ به نتیجه مثبت رسید.

مهم‌ترین نکته این پرونده این است: در مهاجرت از طریق خرید بیزنس، فقط «چه چیزی می‌خرید» مهم نیست؛ اینکه چرا آن بیزنس برای شما مناسب است، چگونه آن را اداره خواهید کرد و خرید چگونه با مسیر قانونی مهاجرت هماهنگ شده، اهمیت بیشتری دارد. این همان کاری بود که تیم سرزمین نو انجام داد: یک خرید تجاری را به یک پرونده مهاجرتی برنامه‌ریزی‌شده تبدیل کرد. مهاجرت را با واقعیت شروع کنید، نه با وعده.

منابع رسمی

آخرین بازبینی مقررات: مهر ۱۴۰۵ (اکتبر ۲۰۲۶). این پرونده مربوط به شرایط سال ۱۳۹۹/۲۰۲۰ است؛ مقررات مهاجرت تجاری کانادا از آن زمان تغییر کرده و باید در زمان اقدام از منابع رسمی بررسی شود. خرید کسب‌وکار به‌تنهایی اجازهٔ کار یا اقامت نمی‌دهد و نتیجه تضمینی نیست.