سرزمین نو

مهاجر ایرانی بدون زبان انگلیسی در کانادا چگونه زندگی می‌کند؟ چالش‌ها و واقعیت‌های روزمره

مهاجر ایرانی بدون زبان انگلیسی در کانادا چگونه زندگی می‌کند؟ چالش‌ها و واقعیت‌های روزمره

راستش را بخواهید: بدون انگلیسی هم می‌شود، اما یک «اما» بزرگ دارد

بیایید از همان سوالی شروع کنیم که شب‌ها خواب را از آدم می‌گیرد: «اگر بروم، اصلاً می‌توانم آنجا زندگی کنم؟» جواب کوتاهش این است: بله. همین حالا صدها هزار ایرانی در تورنتو، ونکوور و مونترال زندگی می‌کنند که روز اولِ ورودشان جز چند جمله‌ی دست‌وپاشکسته چیزی بلد نبودند. پس ترس‌تان بی‌جا نیست، ولی خیلی بزرگ‌ترش کرده‌اید.

حالا آن «اما»: زندگی بدون زبان ممکن است، اما راحت نیست. فرق است بین «زنده ماندن» و «زندگی کردن». می‌شود در محله‌ی ایرانی‌نشینِ نورث‌یورکِ تورنتو ماه‌ها گذراند و تقریباً هیچ کلمه انگلیسی نگفت؛ نانوایی، دکتر، بنگاه، بازار، همه فارسی‌زبان. اما همان آدم وقتی می‌خواهد شغلِ بهتری بگیرد یا پای تلفن با معلمِ بچه‌اش حرف بزند، تازه می‌فهمد زبان کجای زندگی‌اش را گرفته.

یک نکته را از همین اول صادقانه بگویم: کسانی که سریع‌تر جا می‌افتند، لزوماً باهوش‌ترها نیستند؛ آن‌هایی‌اند که از روز اول قبول کرده‌اند باید یاد بگیرند و خجالت را کنار گذاشته‌اند. حالا برویم سراغ نگرانی بعدی که تقریباً همه دارند.

اگر زبانم ضعیف باشد، همان روز اول در فرودگاه گیر نمی‌کنم؟

این ترسِ خیلی رایجی است و خبر خوب دارم برایتان. افسرِ مرزی در فرودگاه پیرسون یا ونکوور کارش این نیست که مچِ زبان شما را بگیرد. چند سوال ساده می‌پرسد: چند وقت می‌مانی، کجا اقامت داری، هدفت چیست. همین. اگر جوابِ این‌ها را با چند کلمه بلد باشید کافی است و اگر واقعاً گیر کردید، مترجم درخواست می‌کنید؛ حق قانونی شماست.

چیزی که واقعاً کمک می‌کند این است که مدارک‌تان مرتب و گویا باشد تا زبان جای کلمه را پر کند: بلیت برگشت، رزرو هتل یا آدرس میزبان، و برگه‌ای که هدف سفر را روشن کند. بیشترِ کسانی که تجربه‌ی خوبی از ورودشان داشتند، دقیقاً همان‌هایی بودند که مسیرشان از قبل با یک مشاور مرتب شده بود. اما رسیدن، تازه اولِ ماجراست. سوالِ سختِ بعدی این است...

سوالِ اصلیِ خیلی‌ها: بدون زبان، کار پیدا می‌شود؟

بله، پیدا می‌شود؛ ولی بگذارید رک باشم. کارهای اولِ خیلی از تازه‌واردها همان‌هایی است که به انگلیسیِ کم نیاز دارند: آشپزخانه‌ی رستوران، انبار، خط تولید، نظافت، رانندگی، مغازه‌های هم‌وطن‌ها. این‌ها بد نیستند؛ نان‌آورند و اعتمادبه‌نفس می‌دهند. اما سقف دارند. با انگلیسیِ ضعیف به آن شغلی که در ایران داشتید، آن مهندسی و حسابداری و پرستاری، خیلی سخت می‌رسید.

اینجاست که آدم‌های موفق یک تصمیم می‌گیرند: چند ماه اول کار می‌کنند تا خرج دربیاید، و هم‌زمان زبان را جدی می‌گیرند. بعد از یک سالِ درست، همان فرد از انبار به دفتر می‌رود. اگر برنامه‌تان از اول کار کردن است، بهتر است مسیرِ قانونی‌اش را بشناسید؛ صفحه‌ی ویزای کاری کانادا ما دقیقاً همین را توضیح می‌دهد که با چه شرایطی می‌شود با اجازه‌ی کار وارد شد. برای دیدنِ اینکه چه مشاغلی الان در کانادا متقاضی دارند هم این فهرست شغل‌های پرتقاضا کمک‌تان می‌کند.

خب، فرض کنیم کار حل شد. اما اگر بچه دارید یا خودتان می‌خواهید درس بخوانید چه؟

بچه‌ها و خودم؛ مدرسه و دانشگاه بدون انگلیسی قوی چطور است؟

برای بچه‌ها تقریباً نگران نباشید. کودکان در چند ماه زبان را مثل اسفنج جذب می‌کنند و مدرسه‌های کانادا کلاس‌های ویژه‌ی زبان (که به آن ESL می‌گویند) دارند تا دانش‌آموزِ تازه‌وارد عقب نماند. تجربه‌ی واقعیِ خیلی از خانواده‌ها این است که بعد از یک سال، همان بچه مترجمِ پدر و مادر در مغازه می‌شود!

برای خودتان اما ماجرا جدی‌تر است. دانشگاه‌های کانادا معمولاً مدرک زبان می‌خواهند، ولی راه‌های بدون آیلتس هم وجود دارد که در مقاله‌ی تحصیل در کانادا بدون آیلتس کامل بازش کرده‌ایم. اگر هدفتان درس خواندن است، بهتر است شرایط ویزای تحصیلی کانادا را از همین اول بدانید تا وقت و پول‌تان هدر نرود. نکته‌ای که کم گفته می‌شود: خودِ تحصیل، بهترین کلاس زبان است؛ آدم وسطِ درس و پروژه، انگلیسی را بی‌آنکه بفهمد یاد می‌گیرد.

خرید، بانک، دکتر؛ زندگی روزمره واقعاً چطور می‌گذرد؟

این بخشی است که کمتر کسی از قبل به آن فکر می‌کند، ولی روزمرگی همین‌جاست. خرید از فروشگاه ساده است؛ همه‌چیز قیمت‌خورده و خودپرداز هست. بانک‌های بزرگ کانادا کارمندِ فارسی‌زبان دارند، مخصوصاً در شهرهای بزرگ. برای دکتر و بیمارستان هم سیستم مترجمِ تلفنی وجود دارد؛ کافی است بگویید فارسی می‌خواهید تا یک مترجم پشت خط بیاید. حتی برای رانندگی و اپلیکیشن‌های حمل‌ونقل، گوشیِ توی دست‌تان نیمی از کار را می‌کند.

پس چرا باز هم می‌گویم زبان مهم است؟ چون این راه‌حل‌ها «عصا»یند، نه «پا». با عصا راه می‌روی، اما نمی‌دوی. آن حسِ تنهایی و بیرون‌ماندن، وقتی همکارها دارند می‌خندند و تو نمی‌فهمی به چه، همان چیزی است که آدم را می‌فرساید. برای همین کسانی که زودتر زبان را جدی گرفتند، خیلی زودتر هم «خوشحال» شدند، نه فقط «مستقر». و خبر خوب اینکه یاد گرفتنش قرار نیست از جیب‌تان برود.

شنیده‌ام کلاس زبان رایگان است؛ واقعاً؟

بله و این یکی از بهترین چیزهایی است که خیلی‌ها دیر می‌فهمند. دولت کانادا برای مقیمانِ دائم و پناهندگان کلاس‌های رایگانِ انگلیسی و فرانسه دارد (برنامه‌ای که به آن LINC می‌گویند). هزینه‌ای بابتش نمی‌دهید و در بیشتر شهرها نگه‌داری از بچه و بلیت رفت‌وآمد هم برای مادرها و پدرها فراهم است تا بهانه‌ای برای نرفتن نماند.

یک توصیه‌ی صادقانه از تجربه‌ی مراجعانِ ما: از هفته‌ی اول ثبت‌نام کنید، نه بعد از اینکه «کارها روبه‌راه شد». چون کارها هیچ‌وقت کامل روبه‌راه نمی‌شود و شش ماه بعد می‌بینید هنوز همان‌جا مانده‌اید. حالا برسیم به سوالی که احتمالاً از همان اول در ذهنتان بود.

پس از کجا شروع کنم؛ اول توریستی بروم یا مستقیم اقدام کنم؟

این عاقلانه‌ترین سوالِ کل ماجراست. خیلی از آدم‌ها قبل از هر تصمیم بزرگی، اول یک بار می‌روند و کانادا را از نزدیک می‌بینند. اینکه پیاده در خیابانِ تورنتو راه بروی، کرایه‌ی خانه را از نزدیک بپرسی و هوای زمستانش را حس کنی، هزار مقاله‌ی اینترنتی نمی‌شود. برای همین ویزای توریستی کانادا برای خیلی‌ها اولین و کم‌ریسک‌ترین پله است.

مسیرها با هم فرق دارند و انتخابِ اشتباهْ هم وقت می‌برد هم پول. اگر می‌خواهید بدانید ویزای توریستی چه فرقی با اقامت موقت و دائم دارد، مقاله‌ی اقامت موقت و دائم کانادا را بخوانید؛ و اگر دغدغه‌ی اصلی‌تان هزینه است، راهنمای هزینه‌ی مهاجرت به کانادا اعداد واقعی را کنار هم گذاشته. نکته این است: ویزای توریستی، ویزای کاری کانادا و ویزای تحصیلی کانادا هر کدام درِ ورودیِ متفاوتی‌اند و کدامش به شرایطِ شما می‌خورد، چیزی است که یک جلسه‌ی مشاوره‌ی درست روشنش می‌کند.

حرف آخر: قرار نیست تنها بمانید

پس جمع‌بندی صادقانه: بله، بدون انگلیسی هم می‌شود در کانادا زندگی کرد، و بله، سخت‌تر است، و بله، این سختی موقتی است. آن‌هایی که موفق شدند آدم‌های خاصی نبودند؛ فقط زودتر شروع کردند، خجالت را کنار گذاشتند و مسیرشان را از اول درست چیدند تا اشتباهِ گران نکنند. تفاوتِ اصلی همین «مسیرِ درست» است.

اگر ته دلتان می‌گویید «شاید من هم بتوانم»، همین حالا با ما حرف بزنید. کارشناسانِ سرزمین نو نگاه می‌کنند به شرایطِ واقعیِ شما — سن، بودجه، شغل، خانواده — و می‌گویند کدام در برای شما بازتر است. شروعِ کم‌ریسک برای بیشترِ آدم‌ها همان ویزای توریستی کاناداست؛ یک جلسه مشاوره کافی است تا بفهمید قدم بعدی‌تان دقیقاً چیست. تماس بگیرید؛ فاصله‌ی شما تا کانادا شاید فقط یک تصمیمِ درست باشد.

منابع رسمی

مطالب مرتبط

قبل از مهاجرت به کانادا این واقعیت‌ها را بدانید؛ چیزهایی که بعد از رسیدن غافلگیرتان می‌کند
ویزای کانادا

قبل از مهاجرت به کانادا این واقعیت‌ها را بدانید؛ چیزهایی که بعد از رسیدن غافلگیرتان می‌کند

پیش از مهاجرت به کانادا، واقعیت هزینه مسکن، پیدا کردن کار، مالیات، درمان و زندگی خانوادگی را بدانید و با بودجه و انتظار کامل واقع‌بینانه‌تری تصمیم بگیرید!

ادامه مطلب

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید.

ثبت دیدگاه جدید